هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

96

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

ابن ابى سلول رفت ، او را ديد كه در ميان چند تن از يارانش نشسته است . سپس عبد الله پسر ابن ابى وارد شد و درحالىكه جدى در آنجا حضور داشت سلاح برگرفت و با سرعت رفت كه به صفوف مسلمانان بپيوندد . جدى بن اخطب گفت من اين داستان را به حى بن اخطب خبر دادم و او گفت : اين نيرنگ محمد است . ( 1 ) سپس پيامبر به همراه مسلمانان بسوى بنى نضير لشكر كشيد و آنان را محاصره كرد . پرچم پيامبر در اين جنگ در دست على بن أبي طالب ( ع ) بود . بنى قريظه از بنى نضير كناره‌گيرى كردند ، و عبد الله بن ابى و همپيمانان ايشان از غطفان نيز آنان را به حال خود گذاردند . خداوند به اين مناسبت چنين نازل فرمود : « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ » ( حشر / 12 - 11 ) ( آيا كسانى را كه دو روئى پيشه كردند نديدى ، به برادران خود از اهل كتاب كه كفر ورزيدند مىگويند اگر به جنگ برخيزيد ما نيز همراه شما خواهيم بود ، و در ستيز با شما هرگز از هيچ كس فرمان نمىبريم ، و اگر كارزار كنيد شما را يارى مىكنيم . خداوند گواهى مىدهد كه آنان دروغگويانند ، اگر بجنگ برخيزند به همراهى آنان برنخواهند خاست و اگر پيكار كنند ياريشان نخواهند نمود و اگر ياريشان كنند پشت به ميدان خواهند كرد ، آنگاه يارى نخواهند شد ) ( 2 ) پيامبر ( ص ) با مردم حركت نمود تا بنى نضير را محاصره نمود . يهود در ميان دژهاى خود موضع گرفتند و بر فراز باروهاى خود برآمده و به مسلمانان تير و سنگ پرتاب مىنمودند . مردى كه عزور ناميده مىشد و تيرانداز ماهرى بود ، تيرهايش را بسوى جايگاهى كه براى پيامبر ساخته شده بود مىافكند . مسلمانان آن جايگاه را به جائى ديگر منتقل نمودند . مسلمانان در نزديكى نماز عشاء على را نيافتند و گفتند اى رسول خدا ما على